جنگلیآسوده از غباروکلبه ی مخروب قدیمی،سرگذشت غمبار ،و دردی جانکاهتنهایی مفرد معشوقرهایی بخش ز، دام عشقبهار ، ز چه پروار است؟مگر نه سوز،زمستان بود انروزغافل از سردی خموش بهار،و برفیزمستانی آغوش ها،اه جنگلی دل شکستهزخمی ،رهگذران خوشپوشساده اندیشی درختی،زغوغای درونجنگلی آسوده از صوت هاو کلبه ای خفته ز،غم هاخیابان...
ما را در سایت خیابان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178